Surah Abasa (80)
42 ayahs. Uthmani mushaf plus Mawlawi Muhammad Anwar Badkhashani on Ai Quran. Named retrieved text — not a fatwa.
عَبَسَ وَتَوَلَّىٰٓ
روی ترش کرد و اعراض نمود.
Mawlawi Muhammad Anwar Badkhashani.
أَن جَآءَهُ ٱلْأَعْمَىٰ
به این که نزد او نابینا آمد.
Mawlawi Muhammad Anwar Badkhashani.
وَمَا يُدْرِيكَ لَعَلَّهُۥ يَزَّكَّىٰٓ
و تو چه دانی که او شاید در پی پاکی باشد.
Mawlawi Muhammad Anwar Badkhashani.
أَوْ يَذَّكَّرُ فَتَنفَعَهُ ٱلذِّكْرَىٰٓ
یا پند گیرد، پس آن پند به او سودی رساند.
Mawlawi Muhammad Anwar Badkhashani.
أَمَّا مَنِ ٱسْتَغْنَىٰ
اما کسی که خود را بینیاز میداند.
Mawlawi Muhammad Anwar Badkhashani.
فَأَنتَ لَهُۥ تَصَدَّىٰ
پس تو در پی او شدی؟
Mawlawi Muhammad Anwar Badkhashani.
وَمَا عَلَيْكَ أَلَّا يَزَّكَّىٰ
و اگر او (شخص بینیاز) پاک هم نشود، گناهی بر تو نیست.
Mawlawi Muhammad Anwar Badkhashani.
وَأَمَّا مَن جَآءَكَ يَسْعَىٰ
و اما کسی که شتابان نزد او آمد.
Mawlawi Muhammad Anwar Badkhashani.
وَهُوَ يَخْشَىٰ
در حالی که (از الله) میترسید.
Mawlawi Muhammad Anwar Badkhashani.
فَأَنتَ عَنْهُ تَلَهَّىٰ
پس تو (به دیگران مشغول شده) از وی رویگردان میشوی.
Mawlawi Muhammad Anwar Badkhashani.
كَلَّآ إِنَّهَا تَذْكِرَةٌ
چنین نیست (که آنها میپندارند) یقیناً قرآن وسیلهای پند است.
Mawlawi Muhammad Anwar Badkhashani.
فَمَن شَآءَ ذَكَرَهُۥ
پس هرکس (پند) بخواهد باید آن را یاد کند.
Mawlawi Muhammad Anwar Badkhashani.
فِى صُحُفٍ مُّكَرَّمَةٍ
(همانا آیات قرآن) در صحیفههای قدرمند درج و محفوظ است.
Mawlawi Muhammad Anwar Badkhashani.
مَّرْفُوعَةٍ مُّطَهَّرَةٍۭ
که بلندمرتبه و پاکیزه است.
Mawlawi Muhammad Anwar Badkhashani.
بِأَيْدِى سَفَرَةٍ
به دستِ نویسندگان.
Mawlawi Muhammad Anwar Badkhashani.
كِرَامٍۭ بَرَرَةٍ
بزرگوار و نیککردار.
Mawlawi Muhammad Anwar Badkhashani.
قُتِلَ ٱلْإِنسَـٰنُ مَآ أَكْفَرَهُۥ
مرگ بر این انسان (کافر و سرکش)، چه ناشکر است!
Mawlawi Muhammad Anwar Badkhashani.
مِنْ أَىِّ شَىْءٍ خَلَقَهُۥ
(دقت نکرده که) الله او را از چه چیز آفریده است؟
Mawlawi Muhammad Anwar Badkhashani.
مِن نُّطْفَةٍ خَلَقَهُۥ فَقَدَّرَهُۥ
از نطفه (قطرۀ منی در رحم مادر) او را آفرید، پس (اندازۀ ماندن او در رحم مادر را) مقرر کرد.
Mawlawi Muhammad Anwar Badkhashani.
ثُمَّ ٱلسَّبِيلَ يَسَّرَهُۥ
باز راه را برای او آسان گردانید.
Mawlawi Muhammad Anwar Badkhashani.
ثُمَّ أَمَاتَهُۥ فَأَقْبَرَهُۥ
باز (بعد از پایانیافتن عمر) او را میمیراند و در قبر مینهد.
Mawlawi Muhammad Anwar Badkhashani.
ثُمَّ إِذَا شَآءَ أَنشَرَهُۥ
باز هر وقتی که بخواهد او را زنده میکند.
Mawlawi Muhammad Anwar Badkhashani.
كَلَّا لَمَّا يَقْضِ مَآ أَمَرَهُۥ
نه! آنچه را که به او فرمان داده بود انجام نداد.
Mawlawi Muhammad Anwar Badkhashani.
فَلْيَنظُرِ ٱلْإِنسَـٰنُ إِلَىٰ طَعَامِهِۦٓ
پس باید انسان به غذای خود بنگرد.
Mawlawi Muhammad Anwar Badkhashani.
أَنَّا صَبَبْنَا ٱلْمَآءَ صَبًّا
(که) ما آب را به فراوانی فرو ریختیم.
Mawlawi Muhammad Anwar Badkhashani.
ثُمَّ شَقَقْنَا ٱلْأَرْضَ شَقًّا
باز زمین را به خوبی شگافتیم.
Mawlawi Muhammad Anwar Badkhashani.
فَأَنۢبَتْنَا فِيهَا حَبًّا
پس در زمین دانهها را رویانیدیم.
Mawlawi Muhammad Anwar Badkhashani.
وَعِنَبًا وَقَضْبًا
و (درختهای) انگور و سبزیجات را.
Mawlawi Muhammad Anwar Badkhashani.
وَزَيْتُونًا وَنَخْلًا
و (درختهای) زیتون و خرما را.
Mawlawi Muhammad Anwar Badkhashani.
وَحَدَآئِقَ غُلْبًا
و باغهای پر درخت را.
Mawlawi Muhammad Anwar Badkhashani.
وَفَـٰكِهَةً وَأَبًّا
و میوهها و علفزارها (چراگاهها) را.
Mawlawi Muhammad Anwar Badkhashani.
مَّتَـٰعًا لَّكُمْ وَلِأَنْعَـٰمِكُمْ
(این همه را آفریدیم) برای نفع شما و حیواناتِ شما.
Mawlawi Muhammad Anwar Badkhashani.
فَإِذَا جَآءَتِ ٱلصَّآخَّةُ
پس چون آواز سخت و هولناک (قیامت) بیاید.
Mawlawi Muhammad Anwar Badkhashani.
يَوْمَ يَفِرُّ ٱلْمَرْءُ مِنْ أَخِيهِ
روزی که انسان از برادر خود میگریزد.
Mawlawi Muhammad Anwar Badkhashani.
وَأُمِّهِۦ وَأَبِيهِ
و از مادر و پدر خود.
Mawlawi Muhammad Anwar Badkhashani.
وَصَـٰحِبَتِهِۦ وَبَنِيهِ
و از زن و فرزند خود.
Mawlawi Muhammad Anwar Badkhashani.
لِكُلِّ ٱمْرِئٍ مِّنْهُمْ يَوْمَئِذٍ شَأْنٌ يُغْنِيهِ
(چون) هرکس از آنان در آن روز حالتی دارد که برایش کفایت میکند.
Mawlawi Muhammad Anwar Badkhashani.
وُجُوهٌ يَوْمَئِذٍ مُّسْفِرَةٌ
در آن روز چهرههایی شاد و درخشانند.
Mawlawi Muhammad Anwar Badkhashani.
ضَاحِكَةٌ مُّسْتَبْشِرَةٌ
و خوش و خندانند.
Mawlawi Muhammad Anwar Badkhashani.
وَوُجُوهٌ يَوْمَئِذٍ عَلَيْهَا غَبَرَةٌ
و در آن روز چهرههایی است که بر آنها غبار نشسته است.
Mawlawi Muhammad Anwar Badkhashani.
تَرْهَقُهَا قَتَرَةٌ
چهرۀ آنها را سیاهی و تاریکی پوشانده است.
Mawlawi Muhammad Anwar Badkhashani.
أُو۟لَـٰٓئِكَ هُمُ ٱلْكَفَرَةُ ٱلْفَجَرَةُ
اینها همان گروه کافرِ بدکاراند.
Mawlawi Muhammad Anwar Badkhashani.